تمام دلخوشی هایم تو بودی
فقط با خنده ات دل می ربودی
تو که شاعر نبودی ، وقت رفتن
غم آلوده ترین شعر جهانم را سرودی
،،،،،
تو رفتی رد پایت روی برف است
و من غمگین از اینم که بزودی
همین یکدلخوشی هم میشود آب
و جاری میشود از چشم رودی
،،،،،،
کش مو و همان یک تار رویش
دلیل دل خوشیم اما چه سودی
که رفتم خانه با چشمان گریان
ولی افسوس تو آنجا نبودی
،،،،
خدانگهدار